این غم و راز نهان | بلاگ

این غم و راز نهان

تعرفه تبلیغات در سایت
جام یکباره تهی شد ، چو شدی در یادم

مست چشمان تو بودم که به دام افتادم

ساقیا می بده با عقل مرا کاری نیست

آن هوس رفته ، کنون از دو جهان آزادم

گفت ای مرغک پرران ، بنشین بر بامت

گفتمش بی سر و دلتنگ ، کجا افتادم

گفت از حال تو بیهوده نپرسم درویش

این غم و راز نهان ، من به دلت بنهادم
نهان,...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 15:16